على بن محمد العلوى العمري
80
المجدي في أنساب الطالبين
انتخاب فرمود ، با هم " كفو " بودند ، ولى اينك آنان " كفو " وهم شأن أبي سفيان ( وفرزندان أو ) نيستند ( 1 ) . ؟ ! ( أغاني ج 17 ص 260 ) أمثال اين داستان ويا داستانهائى كه أساسا بر محور علم نسب ومعرفت انساب عرب مىچرخد وحاكى از توجه دقيق طبقات بالاى اجتماع بر آن علم است در كتب أدب وسير بسيار است كه به جهت احتراز از اطناب نقل حتى مختصرى از ان را نيز روا نمىدارم ولى خوانندگان طالب اطلاع بيشتر در اين باب به كتب مربوطه از جمله عقد الفريد " كتاب اليتمة في النسب " مراجعه فرمايند ( ج 3 ص 312 إلى 417 ) . اولين كتاب انساب ابن النديم در مقاله سوم الفهرست ودر فن أول آن مقاله تحت عنوان " أسماء وأخبار الصدر الأول ممن أخذ عنه المآثر والانساب والاخبار " از هفده نفر " نسابه " نام مىبرد وتأليفاتى براي آنان مىشمارد كه در آن ميان يكى
--> ( 1 ) شوهر أول " رمله " دختر زبير عثمان بن عبد الله بن حكيم بن حزام بن خويلد ، نوه عموى خود أو بوده وپسرش عبد الله بن عثمان شوهر جناب سكينه دختر حضرت سيد الشهداء صلوات الله عليه گرديد ، واين زن بسيار متشخص ونامبردار است پس از اينكه خالد أو را به همسرى گرفت بسيار پاى بند أو شد ومهر اين زن در دل خالد چنان متمكن وجاى گير شد كه خالد در مقام اظهار محبت وعشق خود با وبا كمال وقاحت مىگويد : فان تسلمي نسلم وان تنتصري * يخط رجال بين أعينهم صلبا " وقطعه كه اين بيت در آنست آنچنان به سرعت در السنة وأفواه راه يافت كه عبد الملك بن مروان خالد را سرزنش كرد وخالد به ظاهر عقيدة وگفته خود را انكار كرد ، بعدها اين قطعه به صورت " تصنيف " در آمد ومغنيان مشهور دوره عباسى آن را در محافل عيش ونوش مىخواند ندووا أسفا كه اين پسرك وأمثال أو شاهزادگان مسلمانان ومالك رقاب وأموال مسلمين بودند .